قهرمان ميرزا عين السلطنه

5907

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

عهد جداگانه با روس خودش هم جداگانه با روس عهد بسته كه در كار ايران دخالت نكند . آن اصل هم كه روسها پيشنهاد نموده بودند مرام سوسياليستى در ايران آزاد باشد كه خود ايران قبول نكرد تا بدان واسطه كارى انجام بدهد . انشاء اللّه خيريت در همين خواهد بود . هرقدر بگويند انگليس بد است ، ظالم است ، فلان است ، به همان است باز در مقابل فجايع و مظالم سويت روس كه همه را ديديم و شنيديم به درجهء صفر است . فقط انگليس همه مردم ايران مىگويند ايران قائم به‌ذات نيست ، محتاج به كمك و همراهى مادى و معنوى غير است . امروز غيرى هم جز انگليس ما سراغ نداريم . البته اين توقع بعضى از ايرانيها هم بى جا بود كه همه اين كمكهاى مادى و معنوى را انگليس بكند بدون آن‌كه فوايدى برايش ملحوظ باشد ، يا بدون آن‌كه نظارت داشته باشد . ايرانى از بس طماع است هميشه هم خدا را مىخواهد هم خرما را . اين است كه از هردو محروم مىماند . رئيس ژاندارمرى قزوين و الموت چهارشنبه 26 رجب ، 17 حمل - باران مىآيد و اين بارانها برف را كم كرد . اطراف قزوين برف نيست . اما هنوز راه همدان و خمسه مملو برف است . ديروز نزد حكومت رفتم . از طهران مراجعت نموده ملايم‌تر شده . جنسا تندخلق است . رئيس ژاندارمرى ماژر ابو الحسن خان زند در عوض معقول و شيرين و مبادى آداب است . با حاج عز الممالك خيلى دوست است . مىگفت به قسمت اعزامى الموت خيلى در باب علاقه و آدمهاى شما سفارشات كردم . از بابت اسب و اسلحهء خود راحت باشيد . گفتم اسب و اسلحه آنجا براى لوكس و تفنن نيست . در حقيقت مصالح الملكى است . نباشد امورات آنجا نخواهد گذشت . وانگهى خود ادارهء ژاندارمرى اين اسلحه را داده و اجازه‌نامه در دست است . هيچ‌جا ژاندارم نرفته جز الموت . شرارت ولى آقا و بعضى از اهالى و ضديت رعيت با ما باعث شهرت و اهميت فوق العادهء آنجا گرديده . محبوسين قزوين محبوسين قزوينى را هريك مبلغى گرفته مرخص نمودند و حاليه صورت اعانه مىنويسند . قط همان سه نفر محبوس طهران‌خانهء عدل الممالك است . به حكومت گفتم